برنامه نویس
۱

برنامه نویس، معضل جهان اینترنت

به اشتراک بگذارید :
سلام برنامه نویس…! البته اگر هستی
اصل مطلب، دردسرهای یک پروژه از عوامل زیادی تشکیل شده که به نظر همگی سرمایه مهمترین آنهاست، البته عوامل مهم دیگر هم وجود داره ولی خوب الان درد همه بی پولیه اما حالا سر اصل ماجرا بریم و من امروز می خوام چیز دیگه ای در این باره بگم و صد البته از تیتر فهمیدید که منظور من چیه، بله برنامه نویس.
تو این دنیای وبی که ساختمان ها سر به فلک کشیده و روز به روز وسعت پیدا می کنه نیاز به یک معمار ماهر و زبردست داره تا همه این کارها به نحو احسن انجام بشه و اون معمار کسی جز برنامه نویس نیست که رکن اصلی یک تفکر اینترنتی، یک بنای تازه و یک پروژه وبی است. بله اگر وارد یک چنین مقوله ای بشید خواهید فهمید که حتی پول هم این نیاز را برطرف نمی کند.
جهان اینترنت همانند جهان مادی ماست و در هر زمینه فعالیت های مختص خود را دارد، وقتی یک شهر با وجود یک معمار به ساخت و ساز می پردازد و شهر سازی می کند در انتها زیبایی و عزمت یک شهر را خواهیم دید و اینکه چه نظمی در آن شهر حاکم است، ولی اگر معماری نباشد همه چیز به هم می خورد. همین را در جهان اینترنت مجسم کنید که یک برنامه نویس چه نقشی در زیبایی، ساختار و نظم یک وب دارد و اگر نباشد ما ثبات لازم برای بقا را نخواهیم داشت. این برنامه نویس هست که همانند معمار از روی نقشه آن چیزی را می خواهیم بنا می کند و بسته به مهارت خود دوام آن را تضمین می کند و این در حالیست که قانون نظم هر که را به راه خویش خواند و هر کس وظایفی دارد که معمار هم به نوبه خود کار می کند ولی در دنیای وبی ما می بینیم که یک نفر همه کار می کند و خود را همه فن حریف معرفی می کند. ( همان همه کاره و هیچ کاره )
نیاز به یک برنامه نویس، مشکلی است برای خود من که مدت هاست پی آن هستم و من به دنبال یک برنامه نویس قابل اعتماد هستم. حتما شاید کسان زیادی را در اطراف خود می شناسید که می توان به سراغ آنها رفت، ولی دلایلی وجود دارد که هر شخص یا تیم قبل از به کار گیری برنامه نویس باید به آن توجه کنند که من به صورت مختصر می گویم.
۱٫ مورد اعتماد باشد: شما یک پروژه دارید و هدف هایی را برای آینده و دراز مدت در پیش خواهید داشت، پس نمی توانید به هر شخص اعتماد کنید و نقشه و ایده های اجرایی خود را دست آن بسپارید.
۲٫ ماندگار باشد: نه فقط برای یک مدت مشخص کنار شما باشد، بلکه با شما در ادامه مسیر کار و پروژه همراه باشد تا در همه لحظات کمک شما باشد.
۳٫ با انگیزه باشد: از شوق فراوان برای رسیدن به هدف هر کاری کند، حتی شده ساعت های متوالی را برای کار صرف کند و یا آن چیزی را که برای استفاده کاری بلد نیست به خواست خود بیاموزد.
۴٫ هدفدار باشد: کسی که برای آینده خود هدفهای بزرگی مشخص کرده باشد، قدرت ذهن بالایی برای تصمیم گیری در هر برنامه ای را دارد و می تواند راه حل های مفید و میسری به شما پیشنهاد دهد.
۵٫ خوش قول باشد: یکی از مهمترین عوامل نظم است، کسی که به این امر آغشته باشد هیچ وقت شما را در مسیر کار لنگ نمی گذارد و هیچ وقت به شما قولی نمی دهد که دچار مشکل و یا جلوی دیگران خجالت زده شوید. ( دوستی دارم به نام سروش که آخر خوش قولیه، باور کنید!!! )
۶٫ همکار باشد: نه کارمند، کسی باشد که نه فقط برای مزد و پول آخر کار یا برج کار کند بلکه برای ماندن باشد و بهترین راه این است که درصدی از پروژه به برنامه نویس داده شود تا با پیشرفت مجموعه او هم پیشرفت کند.
بله اینها چیزهایی بود که الان مد نظر داشتم و اگر چیزی جا گذاشتم و یا سوالی در مورد هر کدام دارید، خوشحال می شم بهم بگید (دیدگاه) و یا بپرسید.
کسانی که طی مراحلی به آنها بر خوردم و نشد که آنها در تیم باشند من را به این سمت کشاند که بگویم. این اواخر ۴ نفر را دیدم که یکی از آنها که خود را M Pardis معرفی کرده بود اشتیاق زیادی برای کار داشت و آگهی من را در نیازمندی های اینترنت دیده بود و حتی حاضر بود برای چیزی که نمی دونه به کلاس آموزش بره و یاد بگیره بعد از مدتی که آماده شد بود ازش خواستم برای تست یک موتور جستجوگر حرفه ای بسازه و تحویل بده بعد که قرار به این شد و من در تماس بعدی خواستم که یک جا همدیگر را ببینیم، امتناع کرد و گفت من نمی تونم شما رو ببینم، جالبتر حتی حاضر نبود فامیلی خودش را بگه، اینم از اجایب دنیای وبی. نفر بعدی رو یکی از دوستان قدیمی به نام ل… که لیسانس نرم افزار داره بهم معرفی کرد و خواست که ببینمش و برعکس نفر قبلی او یک آقا بود و فرقش این بود که حاضر نبود همکاری دائم داشته باشه و دنبال یه جا با حقوق بخور نمیر بود و فقط می تونست پروژه را آماده و تحویل بده که هنوز جواب نهایی بهش ندادم، البته خانوم خودش هم برنامه نویس بود و اونم در کنارش کار می کرد و عقاید خودش را داشت. نفر سوم در بحث ما هم از روی آگهی با من تماس گرفت که بعد از دید و بازدید فهمیدم اون هم اهل حقوق بخور نمیر است و اونم یکی دیگر رو معرفی کرد که وقتی دیدمش گفت تا آخر شب خبر می دم که وقتی خبر داد گفت به دلایل شخصی نمی تونم. البته نفر سوم و چهارم بچه های خوب مذهبی بودن و در مراکز مربوطه کار می کردند و خب، نشد که با اونا کار کنم شاید دیدند به من نمی خورند! خدا می دونه.
و این بود داستان در جستجوی یک برنامه نویس که هنوز هم ادامه دارد…
به اشتراک بگذارید :

1 دیدگاه در “برنامه نویس، معضل جهان اینترنت

  1. فکر میکنی چند تا از این شیش تا در مورد خودت صدق میکنه :چشمک

    احسان » شک نکن به همش، اگرم نتونستم خوشحالم این دید رو دارم. کلماتی که هر کس به زبان میاره بسته به اعتقادشه ، مگر تو به این شک داری؟
    در ضمن آیکون چشمکم داریم 😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *